تبلیغات
***رهسپـار .... - صلوات بفرست شروع کن ،غُر نزن...
 
***رهسپـار ....
یـــــــــــا زهـــــــــــــرا (س)
دوشنبه 20 خرداد 1392 :: نویسنده : تقوا نسیم زاده
دیروز بعددو ونیم روز تلاش تا آخر مهلت مقرر شده موفق به فتح بیش از هفتادو پنج درصد کتاب مذکور شدم و در حالی که اصلا انرژی نداشتم راهی شدم برای دادن امتحان  و با کلی خستگی با فکر  این که خوب بود حالا که بعد ظهر هست خیمه ای چیزی می زدم ی گوشه  ی  دانشگاه که فردا قبل امتحان خواب نمونم! اما بعد با غیر ممکن بودن قطعی این فکر با استرس راهی منزل شدم .
به محض رسیدن، رخت خواب را هدف قرار داده و ...


عصر با صدای یکی از اهالی خانه که داشت از سایت های مختلف آخرین اخبار انتخابات را بلند مطالعه می کرد بیدار شدم.
تیتر تقریبی اخبار مذکور:
روحانی در اهواز کتک خورد!!!
آیت الله جزایری :طلاب و... جلیلی را حمایت می کنند
شعارهای جناب آقای جلیلی:
شهید زنده ما برگ برنده ما
اصلحتریــــــــــــــــــــــــــــــــنی ،اصلحتریــــــــــــــــــــــــــنی
نه سازش ،نه تسلیم ،یار جلیلی هستیم
و...
آخرین نظر سنجی صدا و سیما که خاک بر سر همه مخاطبان محترم از اصلاح طلبان بی بصیرت بود.

یاد اون روزی که یکی بهم زنگ زد و گفت نمی دونم حالا بعد این مناظره آخر به آقای جلیلی رسیدید یا نه ؟!!! دلم می خواست به این حالت ی بلایی سر خودم بیارم...

القصه...
باتوفیق اجباری ،افطاری مختصری برای اهل خانه آماده کردم ...
وبعد هم کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه :
 برنامه های مفرح انتخاباتی شروع شد :
1)
2)
3) فیلم دوم کاندیدای مورد نظر (دکتر جلیلی ) به کارگردانی نادر طالب زاده
4)
5)
ساعت 23:30 نیمه شب به لطف یک پیام بزرگانی ناگهانی ،ناگهانی به یاد امتحان چهار واحدی هشت صبح فردا افتادم ...
یک ،دو ،سه ... شروع
تا شش صبح که در اقدام به شروع مطالعه فصل آخر کتاب 184 صفحه ای بودم رو به خاطر دارم !!!
با صدای تلفن از خواب پریدم ساعت ،7:23
الو من خواب موندم
باشه آروم آروم می رم تا بیای
در حرکتی ناباورانه طی 8 دقیقه آماده شدم وبه راه افتادم
طی مسیر ساختمان های بی نظم رامی دیدم که با پوستر های صد بار تکرار نامزد های شورای شهر بی نظم تر به نظر می رسید
خانم ها با حجاب های خاک برسری که به در خاک بر سر هم نمی خوره ،عکس های تبلیغاتی گرفتن و پخش کردن تو خیابوناو جوانانی که با هزارن آرزو              و به قولی برنامه وارد عرصه شده اند...
خدا عاقبت مارو به خیر کنه تو این دوره...


رسیدم به دوستم که منتظر م بود (بنده خدا)
اتفاقا ایشان هم حال خوشی از این عکس های تبلیغاتی و برنامه های تبلیغاتی نداشت، من که خوب بودم بنده خدا به حدی از عصب رسیده بود که می گفت من بعد امتحان می رم فرمانداری ببینم کی اینا رو تایید صلاحیت کرده ،یعنی چی ی مشت آدم ... اومدن کاندید شدن فک می کنن چه خبره؟؟؟ ی آدم با سواد باید بیاد که این شهرو از این فلاکت در بیاره و...
یکی دیگه که کنارمون بود گفت :خیالت راحت هرکی بیاد دیگه از این بی صاحب تر نمیشه و ....
 باهم ی خنده تلخ ______________



امتحان ....فقط گروه ما بود ی گوشه از سالن نشستیم خانم ... با ی صلوات بلند شروع کنید ،من که از بخت بد افتادم صندلی اول گفتم یعنی چی ؟ یعنی ما چشمون شوره خب ی قرآن میذاشتید بد نبود.

صلوات بفرست شروع کن ،غُر نزن...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 4 تیر 1392 09:30 ب.ظ
سلام.
حقیر با نظر جناب مطالبه موافقم ولی فکر میکنم دو تا مثال اولی شاملش نمیشه .چون همین تضاد باعث قشنگیش شده
توفیق شما خوبا٬ آرزومه
یاعلی
تقوا نسیم زادهعلیک سلام
شما و جناب مطالبه نظر لطفتونه ،در واقع بنده نوازی می فرمایید که تشریف میارید ایراداتم رو بهم گوش زد می کنید واقعا تشکر ،خودم می دونم مطالبم زیاد یا اصلا مناسب نیست وب درد نمی خوره به قول این آقا یا خانم راز بزرگ وقت خلق الله رو تلف می کنم ولی همین مصاحبت با شما بزرگواران شاید باعث بشه منم کمی پیشرفت کنم...
آرزوی شما خواست قلبی ما برای دوستان خوبمون هست ...
در پناه علی...
پنجشنبه 23 خرداد 1392 01:02 ق.ظ
با اجازه ایرادات متنتون رو از نظر خودم میگم:
1. همونجور که حر می زنید بنویسید، مثلاً:
* راهی منزل شدم .
* به محض رسیدن، رخت خواب را هدف قرار داده و ...

مطمئنا توی حرف زندتون از دو جمله ی بالا به این شکل استفاده نمی کنید.

2. تکلیفتون رو از نظر محاوه ای بودن و رسمی بودن توی متن معلوم نکردید. هر دو رو با هم استفاده کردید و متن جالب نشده. به عنوان نمونه:
* اتفاقا ایشان هم حال خوشی از این عکس های تبلیغاتی و برنامه های تبلیغاتی نداشت،

وقتی از کلمه ایشان اشتفاده می کنید باید از فعل جمع استفاده بشه نه فعل مفرد.
بعضی از جاها هم نصف جمله رسمیه نصفش محاوره ای. سعی کنید متنتون ازز نظر بیان یک دست باشه.
هرچه به زبون خودتون نزدیکتر باشه ولی به زبان فارسی روون نوشته شده باشه بهتره.

---------
درمورد نماینده ها هم مقصر ماها هستیم که 4تا مومن متخصص دارای احساس تکلیف توی شهرمون نیست که بیاد شرکت کنه. مجبوریم از میوه گندیده ها، کمتر کرم خوردشون رو انتخاب کنیم.
مقصر ماهاییم که شاید نسبتاً مومن باشیم ولی دنبال تخصص نرفتیم و نمیریم. فقط چسبیدیم به دستورات دسته هزارم دین.
-----------

من یه روز باید بیام این فاطیما رو بدزدم ببرم!
تقوا نسیم زاده سلام
این متنو عمدی این طور نوشتم ، فکر می کنم این تضاد و دوگانگی تو نوشتار قشنگه !
شاید ی روز تو عرصه ادبیات و داستان نویسی روش جدیدی ابداع شد خدا رو چه دیدی؟!
به هر حال این متن رو امتحانی اینجور نوشتم تشکر بابت تذکری ک دادید ...
ـــــــــــــــــــــــــ
خدا کنه تو دوره های بعد،سالهای آینده این جور نباشه چون دیگه تا اون موقع این مسئولیتها افتاده رودوش هم نسلیای خودمون یا شایدم خودمون ،امیدوارم اون وقت یکی پیدا نشه که همین ایرادو به ما بگیره و این مستلزم اینکه بیشتر از حد توانمون تلاش کنیم . انشاا...
دوشنبه 20 خرداد 1392 11:45 ق.ظ
سلام
ولی به یه دردی میخورن این کاغذای تبلیغاتی
به درد این میخورن که فاطیما توشون جوجو بکشه ، بچه این چندوقته از بس جوجو کشیده اشباح شده وقتی کاغذ میبینه پرتش میکنه...
تقوا نسیم زادهعلیک سلام
ن تورو خدا ،اگرم ی وقتی تونستید یکی از این برگه ها رو سالم از دیواری جدا کنید
"اینقد چسب میزنن که تا دور بعد انتخابات عکساشون رو دیوارا باشه"
ندید دست بچه ،با دیدن این ژستای بی ریخت ،از هرچی کار هنریه بدش میاد اون وقت اگه نسل چهارم و پنجم انقلاب اسلامی با کمبود هنرمند مواجه شد مقصریدا ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :