روزی شاگردی به استاد خویش گفت:

استاد می خواهم یکی از مهمترین خصایص انسان ها را به من بیاموزی؟

استاد گفت: واقعا می خواهی آن را فرا گیری؟

شاگرد گفت: بله با کمال میل.

استاد گفت: پس آماده شو با هم به جایی برویم. شاگرد قبول کرد.

استاد شاگرد جوانش را به پارکی که در آّن کودکان مشغول بازی بودند، برد.

استاد گفت : خوب به مکالمات بین کودکان گوش کن.

مکالمات بین کودکان به این صورت بود : الان نوبت من است که فرار کنم و تو باید دنبال من بدوی.
- نخیر الان نوبت توست که دنبالم بدوی !
- اصلا چرا من هیچوقت نباید فرار کنم؟
و حرف هایی از این قبیل...

استاد ادامه داد: همانطور که شنیدی تمام این کودکان طالب آن بودند که از دست دیگری فرار کنند.انسان نیز این گونه است. او هیچگاه حاضر نیست با شرایط موجود رو به رو شود و دائم در تلاش است از حقایق و واقعیات زندگی خود فرار کند و هرگز کاری برای بهبود زندگی خود انجام نمی دهد. تو از من خواستی یکی از مهم ترین ویزگی های انسان را برای تو بگویم و من آن را در چند کلام خلاصه میکنم: تلاش برای فرار از زندگی...

 به نظرم اگه ما بخوایم تلاش کنیم از زندگی فرارکنیم پس کی زندگی کنیم؟؟؟

مگه قرار نیست این دنیا مزرعه آخرتمون باشه؟؟؟

اصلا خدا دنیا رو برا فرار کردن خلق کرده؟؟؟

یا برای مبارزه کردن و به نتیجه رسیدن و شاخ شیطونو شکستن؟؟؟

*****************************************

باز در جهان یکسره غوغاست حسین(ع)

این چه شوری ست که از یاد تو برپاست حسین(ع)

این چه رازی ست که صدشعله فرو مُرد و هنوز

روشن از داغ تو ظلمت کده ماست حسین (ع)

اربعین حسینی تسلیت

                                                                     

                                                            لعن بنی امیه رو لباتون.